دیدمت یار سرزیننه
دیدمت یار که آمده بودی لب لبی بام
دیدی گفتم ته این رابطه بن بسته کوردی
دیدیه لمکل زی
دیدین فیلیمم
دیدینکلاش
دیدی می تازد
دیدم نگاری خود را جانم به لرزه آمد
دیدی عکسا تو دیگه جمع کردم
دیدی گفتم عشق تو از سامان
دیدم نگار خود را
دیدمه
دیدم تورو ز شادی از آسمان نگذشتم
دیدم تورو زه شادی از اسمونا گذشم
دیدم تورا زه شادی آسمان گذشتم
دیدمت رفتی وداغت جگرم راسوزاند